حميد رضا مستفيد / كريم دولتى
14
تقسيمات قرآنى و سور مكى و مدنى ( فارسى )
متداول است . 2 - حزب حزب را در لغت به معناى « طايفه ، دسته و گروه » دانستهاند : « حزب مرد ، يعنى اصحابش . . . و نيز حزب به معناى طايفه است . » « 1 » همچنين در معناى لغوى حزب آوردهاند : « بهره و نصيب » « 2 » . « گفته مىشود : حزبام را از مال به من بده ، يعنى بهره و نصيبام را . » « 3 » حزب در اصطلاح علوم قرآنى به بخش معينى از قرآن اطلاق مىشود كه مقدار آن مانند جزء هميشه يكسان نبوده است . در برخى تقسيمبندىها ، كل قرآن را به حزبهاى معين ، و در برخى ، هر جزء را به حزبهايى تقسيم كردهاند . 3 - ورد ورد را در لغت « بر سر آب رفتن » معنا كردهاند . رازى مىگويد : « ورد ، ضدّ صدر ( از سر آب برگشتن ) است . » « 4 » ورد را به همان معناى جزء نيز آوردهاند . « 5 » پس در لغت ، ورد همان معناى جزء و حزب را دارد . در معناى اصطلاحى اين كلمه آوردهاند : « ورد : بهرهاى از قرائت قرآن است ؛ چرا كه شخص آن را براى خود جزء جزء مىكند و به صورت ورد ورد مىخواند . » « 6 » ؛ همچنين : « مقدارى كه بايد خوانده شود و مانند آن » « 7 » . در منتهى الارب آمده است : « پارهاى خواندنى از قرآن و غير آن » . « 8 » در حاشيهء كتاب نثر المرجان فى رسم نظم القرآن كه به بررسى رسم و نگارش
--> ( 1 ) - مختار الصحاح ، ص 129 : « حزب الرجل : أصحابه . . . و الحزب أيضا الطائفة » ( 2 ) - تهذيب اللغة ، ج 4 ، ص 217 ؛ لسان العرب ، ج 3 ، ص 148 ؛ المعجم الوسيط ، ص 170 ؛ المصباح المنير ، ص 133 . ( 3 ) - لسان العرب ، ج 3 ، ص 148 : « النصيب . يقال أعطنى حزبى من المال أى حظّى و نصيبى » ( 4 ) - مختار الصحاح ، ص 614 : « الورد ضدّ الصدر » ( 5 ) - همان : « الورد : الجزء » ( 6 ) - العين ، مادهء ورد : « الورد : النّصيب من قراءة القرآن ، لانّه يجزّئه على نفسه أجزاء فيقرأه وردا وردا » . ( 7 ) - المصباح المنير ، ص 655 : « الوظيفة من قراءة و نحو ذلك » ( 8 ) - ج 4 ، ص 1309